آموزش

چرا به دیگران کمک میکنیم

چرا به دیگران کمک میکنیم ؟اگر سوال شما این است با خوزستان خبر همراه باشید.ما در اینجا همه چیز داریم.چرا به دیگران کمک میکنیم.

چرا به دیگران کمک میکنیم؟  شماره 1

این سوال برای آدمهای مختلف، جوابهای مختلفی دارد. در این نوشته در مورد دلایل مختلفی که برای این کمک وجود دارد، چیزهایی خواهم نوشت. البته مشخصا در اینجا منظورم کمک مادی به انسانهایی است که نیازمند آن هستند، ولی شاید بتوان این نگاه را به سایر مسائل هم تعمیم دارد.

دیدگاه اولی که در این مورد وجود دارد، کمک به دیگران را بر مبنای منفعت مادی فرد کمک کننده تعریف میکند، یعنی میگوید تو اگر به دیگران کمک کنی خودت از بلاها در امان خواهی بود یا مثلا رزق و روزی ات بیشتر خواهد شد و چیزهایی از این دست.

این شیوه کمک کردن یا بهتر بگویم معامله، بنظرم اصلا قشنگ نیست و توقعات عجیب و غریبی هم ایجاد میکند. مثلا کسی که برای حفظ جان خودش، پیش از سفر صدقه پرداخت میکند و در راه تصادف میکند، احتمالا توقع داشته که بی دقتی خودش در رانندگی را آن صدقه ای که داده لاپوشانی کند و احتمالا باید دستگاهی در عالم وجود میداشته که به اندازه صدقه اش، برایش امتیاز قائل شود که اگر هم خطایی کرد، Game Over نشود.

این تصور بنظرم خیلی کارتونی و عجیب است. خروجی این نگاه هم همین شده که ما فکر کنم بیشترین میزان صدقه با این نیت را در دنیا میدهیم و آمار تصادفات جاده ایمان هم انقدر زیاد است.

دیدگاه دوم اندکی پا را فراتر میگذارد و میگوید من توقع جبران ندارم وقتی این کار را انجام میدهم. من آن کار را صرفا برای حالِ خوب خودم انجام میدهم، یعنی در این معامله من بخشی از پولم را میدهم و حال خوبی میخرم. معتقدین به این دیدگاه هم هنگام کمک به دیگران برای خودشان امتیاز ویژه ای قائل میشوند و سرخوش از این لطفی که در حق دیگران میکنند، حال خوبی خواهند داشت. البته آنها توقع وجود آن دستگاه غیبی برای جبران اشتباهاتشان به واسطه دادن این صدقه را ندارند، چون در همان لحظه کمک رسانی به دیگران مزدشان را دریافت کرده اند.

این دیدگاه هم بنظرم منجر به وقایع عحیبی میشود. اینکه مثلا من حاضر نخواهم بود به هر نیازمندی کمک کنم چون ممکن است حسی خوبی به او نداشته باشم. مثلا اگر قرار باشد به دانش آموزی برای خرج ادامه تحصیلش کمک کنم ترجیح میدهم به آنکه زیباتر است کمک کنم یا مسائلی از این دست.

در این شیوه نگاه، هدف، حالِ خوب من خواهد بود و نه صرف این هزینه مادی در محل مناسب. این شیوه نگاه هم به نظرم به دلیل مسائلی که گفتم چندان خوشایند نیست.

برای مدتها شیوه نگاه من دیدگاه نخست و سپس دیدگاه دوم بوده، اما امروز قائل به دیدگاه سومی هستم.

در این شیوه نگاه من هنگام کمک به دیگران، صرفا در حال انجام وظیفه هستم و اگر هم حال خوبی باشد از جنس حالِ خوبِ بعد از انجام وظیفه است و نه چیزی بیش از آن. دلیل این طرز نگاه هم این است که من نقش خودم را در جایی که هستم (البته جای خاصی نیستم) خیلی جدی نگرفته ام. واقعا من اگر در یکی از روستاهای محروم و خاک گرفته منطقه پشت آب زابل یا روستاهای بم پشت سراوان به دنیا می آمدم وضعیتم چگونه بود؟ یعنی اساسا من معتقدم موقعیتی که الان دارم بسیار به نقطه شروع این بازی بستگی داشته و اگر هم سهمی برای تلاش خودم قائل شوم، آنقدر نیست که به واسطه آن یادم برود که تولد من در یک مکان و زمان مختلف و در یک خانواده دیگر خروجی ای شبیه الان نداشت.

در این مدل ذهنی، من وقتی به دیگران کمک میکنم دارم صرفا بخشی از باری که بر دوشم بوده (به دلیل شرایط شروع بهتر در ابتدای بازی) را زمین میگذارم و نوشابه اضافه ای هم برای خودم بازنخواهم کرد. چه آنکه من اگر این کمک را (تا حدی که توان دارم) انجام ندهم کار بدی انجام داده ام، ولی با انجامش هم صرفا به وظیفه ام عمل کرده ام و نه بیشتر.

یکی از خروجی های این طرز نگاه برای، بی معنی شدن پدیده ای به اسم ریاکاری است. تا جایی که من میفهمم ریا وقتی معنا پیدا میکند که شما احساس کنی لطفی در حق کسی کرده ای و بهتر است کسی متوجه آن نشود تا اجر آن کار خوب زایل نشود. در شیوه نگاه من اساسا لطفی در کار نبوده که محلی برای ریاکاری وجود داشته باشد.

این میشود که در سالهای گذشته ابایی نداشته ام  از اینکه واسطه باشم برای جمع آوری کمک های مالی برای روستاهای محروم زابل. البته یکی از چیزهایی هم که همیشه میگفته ام، سهم ماهانه خودم در این کمک رسانی بوده، هم برای اعتمادسازی بیشتر و هم برای بیان اهمیت انجام این وظیفه از نگاه من.

خوشحالم که اثراتش را هم گذاشته و این روزها آدمهای زیادی از دوست و فامیل هستند که با یک پیام تلگرامی من مبالغ مورد نیاز برای موردهای مختلف را به حسابم واریز میکنند. من هم آنها را به دوستانم در زابل (که سیستم خوبی برای شناسایی افراد نیازمند و کمک به آنها دارند) میدهم تا به نیازمندان برسانند، در قالب مایحتاج اولیه خوراکی، پوشاک و یا وسیله گرمایشی و چیزهای از این قبیل.

یک مورد دیگری که در این نگاه سوم خیلی مهم میشود (درحالی که در دو دیدگاه دیگر اهمیت چندانی نداشته)، این است که من باید وظیفه ام را به بهترین نحو ممکن انجام دهم. بنابراین همواره به فکر این هستم که آیا راهی برای استفاده بهتر از این ظرفیت مالی-ارتباطی وجود دارد یا نه.

علی الحساب تنی که از سرما می لرزد را باید برایش پوشاک خرید و بخاری نفتی برایش تهیه کرد، اما چقدر خوب خواهد شد که این مبالغ جمع آوری شود و کسب و کاری وجود داشته باشد که در کنار ایجاد اشتغال، از محل درآمدِ آن این کارها انجام شود. این ایده ای است که در ذهن دارم و اگر زنده باشم اجرایش خواهم کرد. اینها را هم اینجا نوشتم تا بیشتر یادم باشد که چه وظیفه ای دارم.

چرا به دیگران کمک میکنیم ؟ شماره دوم

مجید حسین زاده/ همه انسان ها در لحظاتی از زندگی شان این احساس را تجربه کرده اند که باید در حد توانشان به دیگران کمک کنند. این عمل در نگاه اجتماعی یک حرکت مثبت و رو به جلو، محسوب می شود و از سوی کارشناسان دینی و روان شناسان هم بر آن تأکید و توصیه های جدی به این امر شده است که گاه کمتر مورد توجه قرار می گیرد.
رسیدن به سلامت روحی و روانی
علیرضا آذریان، کارشناس ارشد روان شناسی در این باره می گوید: «کمک کردن به دیگران باعث حس وابستگی به آن ها می شود. انسان طبعا موجودی اجتماعی است و این بدان معناست که ما برای حفظ سلامت روحی و روانی مناسب به برقراری ارتباط با دیگران نیازمندیم و ارتباط با دیگران این نیاز را به خوبی تأمین می کند. همچنین کمک کردن به دیگران و رو به رو شدن با مشکلات آن ها باعث می شود که وسعت دید شما افزایش و طرز فکرتان تغییر یابد؛ یعنی به این روشن بینی می رسید که مشکلات شما در مقایسه با آن ها بسیار کوچک است. وقتی مشاهده می کنید که افراد دیگر در چه شرایط سختی زندگی می کنند و شما از نعمت سلامت، مسکن و خانواده و … برخوردار هستید به خاطر این نعمت های بزرگ از خداوند سپاسگزاری می کنید. با استفاده از این شرایط حس قدر شناسی خود را افزایش می دهید. در ضمن احساس صمیمیت و آرامشی که از طریق کمک به دیگران به دست می آوریم، تأثیرات عمیقی بر شرایط روحی و جسمی شما خواهد گذاشت که نتایج آن هم در لحظه و هم با گذر زمان مشخص می شود.»
رهایی از بن بست هوا و هوس
حجت الاسلام و المسلمین عباس جباریان، کارشناس مذهبی هم در این باره می گوید: «یکی از مهم ترین ابزارهایی که می تواند به از خودگذشتگی انسان عینیت بدهد، کمک به دیگران و شریک شدن در دایره ای به شعاع مشکلات و نیازهای دیگران و از پیله خود بیرون آمدن است. این که قرآن می فرماید: «اگر شما احسان و نیکی به دیگران می کنید، در واقع به خود نیکی کرده اید(سوره الاسرا، آیه 7)» از این نگاه قابل بررسی است که ما وقتی به دیگران کمک می کنیم در درجه اول به خودمان احسان کرده ایم. یکی از بهترین راه ها برای نجات انسانی که در بن بست هوا و هوس خود گرفتار شده، این است که دست در جیب امکاناتش ببرد و از آن ها برای کمک به دیگران و دستگیری از آنها هزینه و آن را در مسیری که خدای متعال آن را دوست دارد، صرف کند. در قرآن کریم یکی از صفات مومنان این است که در اموال و ثروت هایشان حقوق معینی برای محرومان دارند. بر این اساس می توان گفت این کار باعث تزکیه مال و نفس این افراد می شود.»

چرا به دیگران کمک میکنیم ؟! شماره 3

مدتی پیش کاری رو کردم که رنه دکارت حدود 400 سال پیش انجام داد: کوبیدن همه ی اعتقادات و باورها، و ساختن دوباره آنها بر اساس شواهد. قرار شد مثل یه پوزیتیویست منطقی رفتار کنم، یعنی برای باور داشتن به چیزی، باید شواهد تجربی و یا اثبات ریاضی داشته باشم.

یکی از باورهایی که براش دنبال دلیل علمی و منطقی میگشتم بحث “اخلاقیات” بود.

-چرا باید به موجودات نیازمند کمک کرد؟

-چرا باید جلوی افتادن یه فرد نابینا به چاله یا چاه رو بگیریم؟

-چرا اصلا خود ما نریم هلش بدیم بیوفته تو چاه؟

-چرا نزنیم تو سر یتیم و مالشو به زور ازش نگیریم؟

-چرا یه نفر که بیماری داره رو نکشیم؟

-چرا قتل و غارت و تجاوز نکنیم؟

یه عالمه از این چرا ها وجود داره و برای اکثر ادم ها این سوالات خیلی احمقانه و خنده دار به نظر میرسه، اما اهمیت این سوال هارو کسانی میدونن که دنبال “فلسفه اخلاق” بوده اند.

اگه قراره به هر کدوم از سوالات بالا پاسخ بدیم پاسخ در نهایت باید علمی یا منطقی باشه. یعنی با باورهای مذهبی (جهان آخرت و …) به سوالات بالا پاسخ ندیم، بلکه فقط پاسخ مبنی بر شواهد تجربی (دنیایی و انسانی) بدیم.

از نظر زیست شناسی: همونطور که ریچارد داوکینز تو کتاب “ژن خودخواه” میگه اطلاعات ژنتیکی خیلی مهم تر از خود زندگیه؛ برخی موجودات ایثار میکنن و خودشون رو فدا میکنن تا بقیه اعضای هم گونه اش نجات پیدا کنن و اطلاعات ژنتیکی اون گونه دوام بیاره و به نسل های بعد منتقل بشه. پس اینکه مثلا ما انسان ها برای زندگی عزیزانمون حاضریم جونمون رو فدا کنیم ریشه در ژن های ما داره. از این منظر میشه کمک کردن به همنوع رو تا حدودی توجیه کرد.

از نظر روانشناسی: ما آدم ها همواره متاثر از درگیری دائمی Superego و Id در ذهنمون هستیم و نیکی کردن به دیگران چیزیه که باعث خوشحالی درونی انسان به عنوان پاداش از طرف Superego میشه. پس وقتی کار نیکی انجام میدید درواقع دارید خودتون رو خوشحال و ارضا میکنید.

از نظر جامعه شناسی: کمک کردن به دیگران شاید در کوتاه مدت به ضرر فرد باشه، اما در دراز مدت برای اون و همه ی اعضای جامعه مفیده. اینکه من یه نفر رو از گرسنگی نجات بدم -در یه جامعه آرمانی- میتونه متضمن این باشه که اگه یک روز من هم گرسنه باشم کسانی خواهند بود که من رو از گرسنگی نجات بدن.

نتیجه هایی که از زیست شناسی، روانشناسی و جامعه شناسی میگیریم، با وجود علمی بودن دچار نقایصی هستن. مثلا اینکه “چرا باید به حیوانات معلول یا بیمار کمک کرد” با دید زیست شناسی و جامعه شناسی قابل توجیه نیست. و یا اینکه “چرا باید به انسان های معلول یا بیمار کمک کرد” همچنان با زیست شناسی قابل توجیه نیست چراکه با نجات دادن همنوع ضعیف در واقع نقش انتخاب طبیعی رو خنثی میکنیم و روی فرگشت گونه تاثیر میذاریم. اگر هم از دید روانشناسی نگاه کنیم همه ی کارهای نیک و کمک های ما به دیگران صرفا از روی خودخواهی و به خاطر خوشحالی درونی خودمونه. در صورتی که کمک کردن واقعی وقتیه که به خاطر “خود موجود” باشه و نه فقط آسودگی وجدان خودمون.

البته این بحث ادامه داره و همچنان میشه اخلاق رو از جنبه های مختلف علمی بررسی کرد. اگر به موضوع “اخلاق از دید علم” علاقه دارید، کتاب “The Moral Landscape” نوشته سم هریس رو از دست ندید.

اما جمع بندی که من درباره موضوع اخلاق و نیکی به دیگران کردم خلاصه میشه در استعاره “برادر بزرگتر”:

در یک خانواده معمولا پسر ارشد (به خاطر بزرگتر بودن) امتیازات بیشتری داره اما این موضوع براش مسئولیت هم داره. وقتی که پدر خانواده فوت میکنه، مسئولیت خواهر و برادرهای کوچک تر و مادر خانواده بر عهده پسر بزرگ خونه ست.

حالا طبیعت یه لطفی کرده (شاید صرفا از روی تصادف) و به “انسان هوشمند” یک امتیاز اضافه تر نسبت به بقیه موجودات داده و اون هم Consciousness و شعوره. پس ما به عنوان “برادر بزرگتر” در قبال همه ی موجودات زنده (که خواهر و برادرای کوچکتر ما هستن) و مادر خانواده (زمین) مسئولیت داریم و باید ازشون محافظت کنیم.

چرا به دیگران کمک میکنیم ؟ شماره 4

در مقاله پیشین در باب کمک به دیگران و خصایص وجودی انسان سخن گفتیم. این بار به این مقوله خواهیم پرداخت که اصلاً چرا باید به دیگران کمک کنیم.
کمک به دیگران علاوه بر اینکه این توان را به انسان می‌بخشد که دنیا را با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش وسیع‌تر و از نگاه دیگران نیز ببیند، منافعی را نیز به همراه دارد. کمک و دستگیری از نیازمندان از یک‌سو منافعی برای فرد خیّر دارد. باعث تقویت احساسات پاک انسانی شده و اسباب رشد و کمال او را فراهم می‌سازد، ارتباطات اجتماعی او را ارتقا می‌دهد، باعث سلامت روان و خود ارزشمندی می‌شود، در وی ایجاد انعطاف‌پذیری و تعادل کرده، مانع افراط‌وتفریط در رفتار نیز خواهد شد. در سوی دیگر، کمک به دیگران تأثیراتی در جامعه خواهد گذاشت ازجمله: باعث تقویت ارتباط میان افراد شده، شعور اجتماعی و درک متقابل را افزایش می‌دهد. حس احترام و اعتماد متقابل میان افراد شکل گرفته و نسبت به یکدیگر و مشکلات هم احساس مسئولیت بیشتری کرده به سایر افراد جامعه خویش متعهد می‌شوند .
چرا باید به دیگران کمک کنیم ؟
ازآنجاکه تنها ابراز همدلی و اظهار همدردی با دیگران در مشکلاتشان کافی نیست در مواقعی که افراد دیگر نیاز به کمک ما دارند، چه نزدیکانمان و چه افرادی که مثلاً در بلایای طبیعی همچون زلزله و سیل آسیب‌ دیده‌اند، کمک به دیگران از امور واجب انسانی و اخلاقی به شمار می آید؛ چراکه اگر لحظه ای خود را به‌جای آن‌ها گذاشته و به این بیندیشیم که در چنین موقعیتی چه انتظاری از دیگران داشتیم مسلماً از کنار افرادی که نیاز به کمک ما دارند بی‌تفاوت عبور نخواهیم کرد دوستی جمله ای زیبا از سیاستمدار بزرگ چرچیل نوشته بود :
برحسب آنچه می‌بخشیم زندگی به دست می‌آوریم
آری شاید همین‌گونه باشد با آنچه می‌بخشیم امید به ادامه زندگی در وجود خود ما نیز جان گرفته و به این‌که دیگران نیز به یاری ما خواهند شتافت امیدوار خواهیم شد .

 

چرا به دیگران کمک میکنیم شماره 5

اگر می خواهید یک فرد نیکوکار باشید…
پروین ناظمی، روان شناس: «انسان موجودی است اجتماعی» این جمله تکراری که همه آن را شنیده و احتمالا بارها هم نقلش کرده ایم شاید یکی از شاه کلیدهای مهم در رسیدن به آرامش باشد. آرامش که در حمایت شدن و حمایت کردن، درزندگی جمعی ما معنا پیدا می کند. هنگامی که ما مورد حمایت سایرین قرار می گیریم آرامش و رضایت وجودمان را پر می کند اما جالب است بدانید که حمایت و کمک به دیگران هم می تواند باعث ایجاد حس آرامش در ما شود.

چگونه می توانیم به دیگران کمک کنیم؟

چرا باید به دیگران کمک کنیم؟

زمانی که ما به دیگران کمک کنیم حتی اگر این کمک در حد کمی وقت گذاشتن و نشستن پای درددل یک نفر دیگر باشد، به طور ناخودآگاه خود را در برابر احساس تنهایی و انزوا بیمه کرده ایم و حس مفیدبودن خواهیم داشت. همچنین این کمک باعث می شود احساس همبستگی و ارتباط ما با دیگران بیش از پیش تقویت شود، همه اینها به آرامش درونی ما کمک خواهدکرد. جالب است بدانید تعامل با دیگران و کمک به سایرین حتی می تواند باعث افزایش طول عمر شود و در حفظ سلامت افراد تاثیر بسزایی دارد.

اگر شما جزو افرادی هستید که گمان می کنید اصلا لزومی ندارد خود را به دردسر بیندازید و درگیر مشکلات سایرین شوید و خودتان به اندازه کافی گرفتاری دارید که زمانی برای کمک به دیگران برایتان باقی نمی ماند، بد نیست بدانید تحقیقات علمی نشان می دهد افرادی که در کمک به دیگران مشارکت می کنند، از حمایت اجتماعی بیشتری برخوردار می شوند، و حمایت اجتماعی بیشتر به معنای آرامش بیشتر است.

بنابراین هنگام کمک به دیگران خودتان هم سود می برید. کمک به افراد ناامید که امیدی به حل مشکلاتشان ندارند، بسیار دلگرم کننده است و باعث می شود حس بدبینی، پرخاشگری و افکار و اعمال ستیزه جویانه حتی در فرد کمک کننده نیز کاهش پیدا کند.

افرادی که مدام فکر می کنند که بی خانمان ها بی لیاقت هستند، یا فلان فرد که مشکلی پیدا کرده انسان مفیدی نیست و باید از او دوری کرد، درواقع درون خود خشم و بدبینی را بیش از پیش پرورش می دهند که مانع آرامش فرد است در حالی که اگر به جای انتقاد و قضاوت کردن، به کمک سایرین برویم درواقع مهربانی و صمیمیت را جایگزین بدگمانی و خشم کرده ایم و با درک آنها موفق خواهیم شد افراد دیگری را بشناسیم، کسانی که مانند ما پر از بیم و امید و ترس و نیاز هستند اما به هر دلیلی گرفتار مشکلی شده اند.

چگونه می توانیم به دیگران کمک کنیم؟

کمک فقط مادی نیست

برای کمک به دیگران راه های بسیاری وجود دارد؛ مراکز خیریه، انجمن های حمایت از کودکان کار و خیابان، مراکزی که به افراد بی بضاعت خدمات یا آموزش می دهند، مراکز نگهداری از معلولان، خانه سالمندان و… مراکزی هستند که به طور حتم از حمایت و کمک ما و شما استقبال می کنند، حال این کمک مادی باشد یا معنوی. به طور مثال اگر یک معلم هستید می توانید در هفته چند ساعت را برای آموزش به کودکان کار و خیابان اختصاص دهید، اگر پزشک هستید زمانی را برای ویزیت ینازمندان اختصاص دهید، اگر خیاط هستید زمانی را برای آموزش خیاطی به زنان سرپرست خانوار درنظر بگیرید، اگر تخصص خاصی ندارید ساعاتی را برای فعالیت در یک خانه سالمندان اختصاص دهید، خلاصه اینکه راه های کمک به دیگران و رسیدن به آرامش بسیار زیاد است، فقط کافی است بخواهیم.

چگونه می توانیم به دیگران کمک کنیم؟

راه هایی برای تبدیل شدن به یک نیکوکار

آلن لاکس، نویسنده کتاب تاثیر التیام بخش خدمت در راه خداوند، که خودش از نیکوکاران باسابقه است برای داوطلبان خدمات نیکوکاری پیشنهادهایی دارد که می تواند کمک رسانی آنها را مفیدتر و فواید روانی و آرامش را نصیب این داوطلبان کند.

• در هفته حداقل 2 ساعت از وقت خود را برای کمک به افراد نیازمند اختصاص دهید.

• سعی کنید بیشتر به افراد غریبه کمک کنید چون در این گونه ارتباط ها، طرفین بدون هیچ گونه احساس خجالت نیازها و ناتوانی هایی خود را مطرح می کنند.

• موارد کمک به دیگران را در زمینه تخصص خود انتخاب کنید تا بتوانید بهتر از عهده انجامشان لذت ببرید.

• در موسسه هایی که با تدوین برنامه و به صورت گروهی و اشتراکی برای نیازمندان خدمات نیکوکارانه انجام می دهند، مشارکت کنید.

• در جایی شروع به کار کنید که بتوانید از مهارت هایشان بهتر سود ببرید یا برای کمک رسانی به شما آموزش لازم داده شود.

• سعی کنید هرلحظه آماده کمک باشید و این کمک باید با تمام توان احساسی و جسمی انجام شود.

• هر نوع سود شخصی را در کمک به دیگران فراموش کنید. باید خود را با فردی که به او کمک می کنید، کاملا نزدیک احساس کنید به گونه ای که از این کمک احساس رضایت و شادی کنید./ هفته نامه زندگی مثبت

امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.