وقتی اشتغال با جان مردم معامله میشود ؛ توسعه یا فاجعه؟!

استان خوزستان، دیار آب و دشتهای حاصلخیز، روز به روز به یکی از آلودهترین نقاط جهان تبدیل شده است. پدیدهای نگرانکننده که نه تنها ریههای مردم را به زخم تبدیل کرده، بلکه نشاندهنده نوعی نرمش کلاسیک در برخورد با معضل بزرگ آلودگی صنعتی است. سوال اصلی اینجاست: چرا سازمانهای متولی مثل محیطزیست، چشمان خود را بر روی فعالیت بیرویه صنایع آلاینده در خوزستان بستهاند؟
به گزارش خوزستان خبر به نقل از روزنامه نسیم خوزستان، آنچه امروز در این استان رخ داده، فراتر از آلودگیهای روتین شهری است؛ یک فاجعه ساختاری است. حضور بیشمار شرکتهای آلاینده در حومه شهرها و روستاهای این استان، آنقدر افزایش یافته که دیگر «کوچک» یا «ناچیز» به نظر نمیرسند. در گذشته، شاید وجود یک کارگاه کوچک آلاینده به چشم میآمد و قابل پیگیری بود، اما امروز انبوهی از واحدهای صنعتی و تولیدی، با مجوزهای صوری یا نظارتهای سست، فضا را اشغال کردهاند.
این حجم از آلودگی به قدری پررنگ شده که دیگر چشمِ ناظر عادی و حتی مسئولان ذیربط، نسبت به آن کرخت شده و روز به روز به تعداد این شرکتها افزوده میشود و هر کدام با توجیهات واهی و به اسم اشتغالزایی مجوز فعالیت میگیرند، در حالی که خروجی آنها تنها سموم کشنده برای ساکنان منطقه است.
سکوت استراتژیک سازمانهای متولی
پاسخ به این معما در سکوت نهفته است. سازمان حفاظت محیطزیست استان و سایر نهادهای نظارتی، به جای برخورد قاطع با متخلفان، به نوعی صبر و انتظار روی آوردهاند. این سکوت پررنگتر شده است؛ گویی ترس از تخریب وجهه اشتغالزایی باعث شده تا چشمان این سازمانها بر روی تخلفات صنعتی بسته شود.
کارشناسان محیطزیست هشدار میدهند که وقتی نظارت به حاشیه رانده شود، صنعتگر با تکیه بر اشتغالزایی بهانهای برای فرار از قانون پیدا میکند. اما واقعیت این است که اشتغالی که به قیمت گرفتن جان مردم و نابودی محیطزیست حاصل شود، نه تنها اشتغال پایدار نیست، بلکه نوعی انتحار دستهجمعی است.
استدلال رایج مسئولان اجرایی و صنعتگران آلاینده این است: «توقف این واحدها به معنای بیکاری دهها و شاید صدها نفر است.» اما آیا نباید پرسید آیا سرنوشت هزاران نفر که روزانه با بیماریهای تنفسی، سرطان و مشکلات ریوی دستوپنج نرم میکنند، چه میشود؟ آیا میتوان سلامتی نسلهای آینده را فدای سود آنی چند کارخانه کرد؟
بحران خوزستان دیگر فقط مشکل آب و خاک نیست؛ مرگومیر ناشی از آلودگی هوا به یک بحران انسانی تبدیل شده و سکوت سازمانهای متولی، نوعی خیانت به اعتماد عمومی است. مردم خوزستان حق دارند در هوای پاک نفس بکشند، نه اینکه قربانی توسعهی ناپایدار و غیرنظارتی شوند.
راهکار نه در تعطیلیهای ناگهانی و غیراصولی، بلکه در نظارت هوشمند و تغییر الگوی تولید است. صنایع آلاینده باید ملزم به نصب فیلتراسیونهای پیشرفته و رعایت استانداردهای زیستمحیطی شوند. در غیر این صورت، جریمههای سنگین و تعطیلی موقت تا زمان رفع نقض، باید اعمال شود.
به گزارش خوزستان خبر به نقل از روزنامه نسیم خوزستان، زمانی که سازمانهای متولی چشمان خود را بر این حجم از آلودگی میبندند، عملاً به آلودهکنندگان اجازه دادهاند که بازیگری کنند. خوزستان دیگر تاب تحمل سکوت و بیتفاوتی را ندارد. یا نظارت جدی آغاز میشود، یا با فاجعهای بزرگتر روبرو خواهیم شد که هیچ بهانهای مانند «اشتغال» نمیتواند توجیهگر آن باشد.
انتهای پیام/
روزنامه نسیم خوزستان